بایگانی دسته‌ها: اجتماعی

ستار طاقت شکنجه نداشت ،مُرد !

هنوز چند روز پیش بود که خبر بازداشت یک فعال مجازی به نام ستار بهشتی را بر روی فیس بوک و چند سایت دیگر گذاشته بودم و افسوس می خوردم که چرا باید یک جوان همچون ایشان به جرم قلم به دستی و فقط به خاطر افشاگری و گفتن حقایق اسیر شود

چند روز بعد خبر دیگری منتشر شد مبنی بر اینکه ایشان زیر شکنجه قرار دارد و در وضعیت جسمانی خوبی به سر نمی برد

تا هنگامی که امروز خبر مرگ (قتل) ایشان را شنیدم به یکباره تنم لرزید و گویی که یک پارچ آب سرد بر رویم ریختند . براستی که انتظار شنیدن چنین خبر ناگواری رو نداشتم . منتظر شنیدن خبر آزادی بودم ، نه خبر مرگ !

فقط می شود لعنت فرستاد به شرف نداشته ی سربازان گمنام امام زمان و بازجوهایی که این بلا رو سر این جوان بی گناه آوردند . براستی تا کی قرار است امثال میرصیافی ها و بهشتی ها اینطور مظلومانه پرپر شوند ؟ چه کسی قرار است پاسخگوی این مادران داغ دیده و عزادار باشد ؟! ننگ باد بر شما جلادان ، ننگ باد !

Advertisements
تصویر

چی بودیم ، چی شدیم !

محاکمه ی خدا !

اگر انسان بخواهد خرافی بودن و دروغ بودن دین و خدا را بفهمد بسیار ساده است

1- چرا همیشه این پول و قدرت است که پیروز است ؟

2- چرا این خدا هیچوقت در طول تاریخ از ضعیفان مخافظت نکرده است ؟

3- چرا اینهمه امام و امامزاده هیچ کمکی به ستمدیدگان نکردند و دعاهای آنان بی اثر است ؟!

4- چرا هیچوقت این خدای قادر و متعال نتوانسته یک فردی که دست یا پایش قطع شده را شفا بدهد ؟

5- چرا همه شادی ها مانند رقص و جشن و سکس و شادی بنا به گفته ی ادیان حرام است ولی همه عزاداری ها و مصیبت ها حلال است ؟

6- چرا هیچکس معجزه ندیده است و آنچه از معجزات گفته شده فقط در کتاب ها و خیالات است ؟

7- چرا وقتی کسی را در 5 متر زیر زمین دفن می کنیم باز می گوییم که آنجا بهشتی هست که رودهای عسل و شیر در آنجا جاریست ؟!

8- اگر این خدا مهربان و بخشنده است چرا اینهمه زندگی را سخت کرده ؟

9- چرا یک نفر به نان شب محتاج و دیگری صدها هکتار زمین و ثروت دارد ؟

10- این خدای حسود کینه توز و ضعیف است که می گوید همه چیز به امر اوست ولی نمی تواند خوشبختی را به آفریدگانش بدهد؟

11- به گفته ی سارتر ، این چه خداییست که در موقع نیاز آدمی یا سکوت می کند و یا تشریف حضور ندارد ؟

12- آیا یک سگ یا اسب خاصیتش از این خدای خیالی بیشتر نیست ؟!

13-چرا این خدا ده ها نوع دین درست کرده که همه با هم اختلاف دارند و با همدیگر می جنگند؟

14-چرا بزرگترین جنگ ها و خون ها بین ادیان بوده است ؟ اسلام ، مسیحیت ، یهودیت !

15- چرا کتاب های دینی پر است از داستان ها و چیزهایی که به روشنی جزو خرافات هستند ؟

16-چرا این خدا دو آدم و حوا به صورت جداگانه نیافرید تا هابیل و قابیل مجبور به تجاوز به خواهران خود نشوند؟در نتیجه تجاوز و حرامزادگی از همین خدا و آدم و حوا بود ؟

17- اگر این خدای ادیان ، ضعیف و بیمار و ویانگر نبود نمی گفت که مرا بپرستید و برای من قربانی کنید و دولاراست بشوید؟

18-اگر این خدا قادر و توانا و دانا است چرا یک دنیای بد و پر از جنایت و زلزله و طوفان و حوادث ساخت ؟چرا ناقص است ؟ چرا اینهمه شکنجه؟

20- چرا همیشه علم و دانش برای بشر راهگشا بوده است و نه خدا و ادیان ؟!

من به مقدسات تو توهین می کنم !

من به دینی که زن را از بیضه ی چپ مرد کمتر می داند توهین می کنم

من به دینی که دستور سر بریدن مخالفانش را می دهد توهین می کنم

من به دینی که مخالفان اسلام را نجس می داند توهین می کنم

من به دینی که اجازه ی غنیمت گرفتن زنان را می دهد توهین می کنم

من به دینی که چند همسری را رواج می دهد توهین می کنم

من به دینی که فرمان قطع انگشت و دست و پا را می دهد توهین می کنم

من به دینی که دختر 9 ساله را آماده سکس می داند توهین می کنم

من به دینی که فرمان جنگ با غیرمسلمانان را می دهد توهین می کنم

من به دینی که تهدید به شکنجه سوزانده شدن در آتش می کند توهین می کنم

من به دینی که اعراب مهاجم با جمله به کشورم رواجش دادند توهین می کنم

من به دینی که زن را کالا فرض می کند و او را ناقص العقل می داند توهین می کنم

من توهین را از ابراهیمی یاد گرفتم که تبر برداشت و بت هایی را که برای مردم مقدس بودند شکست

18 تیر

13 سال از 18 تیر 1378 گذشت
و قاتلین و متجاوزین کوی دانشگاه هنوز در کوچه های پس کوچه های سرزمین من آسوده و آزادانه می چرخند
آیا چشمان اشک آلود مادرانی را، که چون پیچک هایی سردرگم در پارک ها روییدند و عکس فرزندان دلبندشان را که به خاک و خون کشیده اید، در دست دارند ندیده اید؟!
آیا هر زمان که چشمان خود را بر هم می نهید صدای ضجه پسران و دختران را از بازداشت گاه های اوین و زندان های مخوف بی نام و نشان نمی شنوید؟

هرگز فراموشتان نخواهیم کرد

ترانه های زندان ؛ مصاحبه با چند زندانی سیاسی

زندان جاییست برای تنهایی ، برای دلتنگی و آوازهایی که بیشتر آنها غمگینند. چه زندانی سیاسی باشی و چه به اتهام دیگری روانه آن چهار دیواری های نمور و دلگیر شده باشی یک چیز همیشه به سراغت می آید و آن حسی است که تو را به آوازهای دوران آزادی ات می کشاند. ترانه هایی که پیش از اینها بیرون از زندان آنها را زمزمه کرده ای و حالا در تنهایی سلول انفرادی و یا در بند عمومی دوباره آنها را تکرار می کنی

لینک داونلود :